کیهانشناسی جهان بینهایت
استدلال کرد که کیهان هیچ مرکزی ندارد و شامل جهانهای بیشماری است و ایدههای کپرنیکی را گسترش داد.
کشف کنید
چهرههای تاریخی تأثیرگذار در علم، فلسفه، رهبری، هنر و فرهنگ را کاوش کنید.

1548–1600
Philosopher • Cosmologist • Free Thinker
این یک پروفایل آموزشی فقط-خواندنی است. گفتگو، شورا و قابلیتهای هوش مصنوعی برای چهرههای تاریخی در دسترس نیست.
ژوردانو برونو (Giordano Bruno) با نام فیلیپو برونو در سال ۱۵۴۸ در نولا، نزدیک ناپل، در پادشاهی ناپل به دنیا آمد، جایی که به عنوان یک نوجوان به فرقه دومینیکن پیوست و نام ژوردانو را برگزید. او دانشآموزی درخشان و بیقرار در هنرهای حافظه، ارسطو و نئوپلاطونیسم بود، اما ذائقهاش برای نظرات هتروکسی—از جمله تردید درباره دکترین مریم و احترام به مقدسین—توجه سرپرستانش را جلب کرد. به اتهام کفر، او در سال ۱۵۷۶ از صومعهاش فرار کرد و پانزده سال سرگردانی را در ایتالیا، سوئیس، فرانسه، انگلستان و آلمان آغاز کرد و با تدریس سیستمهای حافظه و بحث با دانشگاهها زندگیاش را گذراند. در انگلستان، او با سفیر فرانسه اقامت گزید و دیالوگهای ایتالیایی مانند "لا چنا دله چنری" و "دِ لاینفینیتو، یونیورسه ا موندی" را نوشت و استدلال کرد که کیهان شامل جهانهای بیشماری است و الوهیت در طبیعت نهفته است و نه فقط در اتاقهای دور از دسترس.
کیهانشناسی برونو بر اساس نظریات کپرنیک بود، اما فراتر رفت و یک جهان بینهایت بدون مرکز را رد کرد، جایی که ستارهها ممکن است خورشیدهایی باشند که سیارات خود را دور میزنند. او ماده را به عنوان زنده و ابدی میدید به گونهای که با دکترین آفرینش ارتدوکس در تضاد بود و ذائقهاش برای طنز و جدلهای شخصی دشمنانی را به راحتی به دست آورد. او به ایتالیا بازگشت—یک محاسبه مرگبار—در سال ۱۵۹۲، زمانی که نجیبزاده ونیزی، جیووانی موچنیکو، او را به محاکمه کفر معرفی کرد. برونو دستگیر شد، به رم مسترد شد و به مدت هفت سال به اتهام کفر محاکمه شد، از جمله انکار تغییر شکل و دفاع از تناسخ. او از بازگشت کامل خودداری کرد و اصرار داشت که نظرات کیهانشناختیاش فلسفی است نه الهیاتی، تمایزی که دادگاه آن را رد کرد.
در ۱۷ فوریه ۱۶۰۰، مقامات برونو را در میدان کامپو دی فیوری در رم در آتش سوزاندند، پس از اینکه او را از لباسها عریان کردند، دهانش را بستند و او را به عنوان یک کافر بیاعتنا از شهر عبور دادند. خاکسترهای او پراکنده شد تا از پرستش بقایای او جلوگیری شود. نویسندگان روشنگری بعدی او را به عنوان یک شهید علم معرفی کردند، اگرچه تاریخنگاران اشاره میکنند که محاکمهاش بیشتر بر کفر الهیاتی متمرکز بود تا فقط نجوم. اکنون یک یادبود در کامپو دی فیوری وجود دارد که هر ساله در سالگرد آن گلها در آنجا ظاهر میشود. جهان بینهایت برونو جنبههایی از کیهانشناسی مدرن را پیشبینی کرد در حالی که مرگ او نماد بهای سرسختی فکری در اروپا در دوران ضد اصلاحات بود. او همچنان شخصیتی مورد مناقشه است—فیلسوفی بینا، تحریککنندهای دشوار و نمونهای هشداردهنده از اینکه چگونه قدرت دولت-کلیسا میتواند نارضایتی را خاموش کند.
لحظات کلیدی در زندگی و میراث این چهره
1548
در نزدیکی ناپل بزرگ شد قبل از پیوستن به فرقه دومینیکن به عنوان ژوردانو برونو.
1576
از پیگرد فرار کرد و سالها تبعید را در سراسر اروپا آغاز کرد.
1584
از یک جهان بینهایت و کثرت جهانها در لندن دفاع کرد.
1592
به دلیل کفر به دادگاه معرفی شد و به رم مسترد شد.
1600
در ۱۷ فوریه به دلیل کفر مداوم در کامپو دی فیوری اعدام شد.
نقاط عطفی که سهم این چهره در تاریخ را مشخص میکند
استدلال کرد که کیهان هیچ مرکزی ندارد و شامل جهانهای بیشماری است و ایدههای کپرنیکی را گسترش داد.
سیستمهای حافظهای را توسعه داد که فلسفه را به تکنیکهای حافظه تئاتری پیوند میزند.
دیالوگهای زندهای به زبان محاورهای نوشت که به چالش کشیدن ارتدوکسی ارسطویی و مدرسهای را هدف قرار میداد.
از بازگشت خودداری کرد و در سال ۱۶۰۰ به دلیل جرایم دینی در رم در آتش سوزانده شد.
چگونه این چهره دنیایی را که به ارث بردیم شکل داد
نظریات کیهانشناختی برونو و اعدام او به دلیل کفر نمادین از درگیری بین پرسشگری آزاد و اقتدار دینی در اروپا در اوایل مدرن شد. داستان او همچنان مباحثاتی را درباره سانسور، آزادی علمی و رابطه پیچیده بین فلسفه و ایمان شکل میدهد.
منابع آموزشی گزینششده برای مطالعه بیشتر
هنر تاریخی و محتوای آموزشی در کانالهای ما